المحقق السبزواري
725
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
چ ] راست آورد كه خصم را بكشم « 1 » . همانا كه « 2 » صدقه شما را رشوتى داده بود كه ساعت اختيار مكنيد . » ايشان در خاك « 3 » غلطيده ، بزاريدند و گفتند كه ، « به آن اختيار هيچ منجّم راضى نتواند شد . اگر سلطان خواهد ، به خراسان فرستد تا ببينيم حكيم خيّام نيشابورى چه مىگويد . » سلطان دانست كه آن بيچارگان راست مىگويند . يكى از ندماى خود را طلبيد و گفت : « فردا به خانهء خويش شرابخور و منجّم غزنوى را بخوان و شراب ده ، و در عين مستى از او بپرس كه ، اين اختيار بد بود و منجّمان آن « 4 » را عيبها مىكنند ؛ سرّ آن با من بگو . » چنان كرد . غزنوى در حالت مستى گفت : « من دانستم كه حال از دو بيرون نيست : يا سلطان غالب مىگردد يا مغلوب . اگر غالب گردد ، به مدّعاى خود برسم ؛ چنان كه رسيدم . و اگر مغلوب گردد ، او را كجا آن حالت مىماند كه به من پردازد ؟ » پس ، روز ديگر نديم با سلطان صورت حال بازگفت . سلطان بفرمود تا او را اخراج كردند و گفت : « چنين كس كه در حقّ مسلمانان اعتقادش چنين بود ، اعتماد را نشايد . من او را دشمن بودم كه نماز نمىكرد . » « 5 »
--> ( 1 ) . « كه خصم را بكشم » در چهار مقاله نيست . ( 2 ) . « كه » در مج است . ( 3 ) . چهار مقاله و مج چنين است ، ولى در چ به شكل « حال » درج شده است . ( 4 ) . چ ندارد . ( 5 ) . چ : « مىكرد » . نك : چهار مقاله ، صص 102 تا 104 .